X
تبلیغات
رایتل

نگهای شگفت انگیز: (نگاهی به پرستشگاه آناهیتا در کنگاور)

دیدار من و عکس های گرفته شده


دنباله یادداشت پیشین (عکس های شماره 18 تا 26)


عکس شماره 18: اندازه بزرگ (1500*2000)

ادامه مطلب ...

سنگهای شگفت انگیز: (نگاهی به پرستشگاه آناهیتا در کنگاور)

دیدار من و عکس های گرفته شده


دنباله یادداشت پیشین (عکس های شماره 9 تا 17)


عکس شماره 9: اندازه بزرگ (1500*2000)


ادامه مطلب ...

سنگهای شگفت انگیز: (نگاهی به پرستشگاه آناهیتا در کنگاور)

دیدار من و عکس های گرفته شده


نخستین بخش از دیدار ما، بازدید از سنگهای شگفت انگیز و ویرانه هایی بود که در میانه شهر کنگاور دیده می شوند. در گذشته بارها این ویرانه ها را از نزدیک دیده و حتی پانزده سال پیش سراسر آنرا پیمایش کرده بودم. اینبار زمانی دست داد که نگاهی دیگر به این ویرانه باستانی داشته باشم. ستونهای بزرگ سنگی شکسته، پایه های سنگها، تکه های افتاده ایوانها، بخشی از پلکانها، دیوارهای سنگی و تل های خاکی پراکنده در جایگاهی بس پهناور در سر راه همدان به کرمانشاه در شهر کوچک کنگاور هستند.

با نگاهی به این یادمان باشکوه آشکارا می توان دریافت که اینجا در سر همان راه کهنی است که درباره آن بارها و بارها در تاریخ آورده شده و بابل، تیسفون و بیستون را به هگمتانه، ری و خراسان بزرگ می پیوست و ماجراهایی بسیار در گذر روزگار داشت. یادمانی بزرگ که آدمی با دیدن آن به یاد سازه های شکوهمند چون سکوی تخت جمشید در پارس افتاده و از برخی جنبه ها با آن کوس برابری می زند. آنچه که امروز از این سازه باستانی برجای مانده تکه سنگهای بزرگ شکسته و پراکنده از ستونهای استوانه ای، پایه ستونها، سرستونها، بخشی از دیوارهای سنگی و تل های خاک انباشته شده است. با این همه از همین سنگهای بزرگ و پشته های خاک می توان دریافت که زمانی اینجا سازه ای بسیار بزرگ برپا بود و روزگاری مردمانی بسیار در آن به کار و انجام آیین های ویژه می پرداختند. آنجا جایگاهی بود که آمدوشد در آن فراوان ، آوای کوس و شیپور، ندای نیایش ها و سرودها و روشنایی آتش ها بسیار و مردمان گوناگون به آن چشم می اندوختند. جایگاهی که امروزه ندای و آوای پیشینیان خاموش و در دل تاریخ گم شده و ما که زیر روشنایی آفتاب در آن گام برمی داشتیم، هیچ آوایی جز صدای باد، پرستوهای در پرواز و اندک مردمانی که با شگفتی به این سنگها می نگریستند، شنیده نمی شد.

ادامه مطلب ...

این جستار در نوروز سال گذشته در تارنگار پیشینم «در جستجوی سدهای فراموش شده» آورده شد و اکنون با ویرایش هایی در این تارنگار آورده می شود.


اندر دیرینگی نوروز فرخنده


دوستان گرامی و ارجمند!

برآمدن جشن زیبای نوروز و فرارسیدن بهار پرغرور را شادباش می گویم. نوروزی که دیرینگی و ژرفای بنیاد پیدایش آن، آنرا به یک جشن بزرگ و همیشگی دگرگون ساخته است. جشنی دیرینه و پایدار که از هنگام پیدایش ایرانیان در سپیده دم تاریخ با شکوه بسیار برگزار شده و در فراز و نشیب های سرگذشت مردم این سرزمین چه در شادی چه در تلخکامی، چه در زمان پیروزی و چه در هنگام شکست همراه و در کنار ایرانیان بوده و به راستی که نوروز بود که در هر هنگام، شادی بخش و آرامش دهنده ایرانیان بوده است.

دیرینگی و پایداری نوروز چون دیرینگی و پایداری این سرزمین چنان بود که این جشن با آیین ها و شیوه های گوناگون نزد مردمان ایرانی پاس داشته شده و مردمان ایرانی نژاد یا دارنده فرهنگ ایرانی آنرا با شکوه و شادی بسیار و همچون روزگار دیرین آنرا برگزار می کرده اند. در روزگار کنونی نه تنها هم میهنان گرامی و ارجمند درون مرزهای کنونی ایران که مردمان دارای فرهنگ ایرانی آنسوی مرزها، مردمان افغانستان، تاجیکستان، ازبک ها، ترکمن ها، قزاق ها، بخش بزرگی از مردم ترکیه، بخشی از مردمان هند و پاکستان، کردها، مردمان آنسوی ارس، اران، اوستیا و قفقاز و دیگر سرزمین هایی که ایرانیان و فرهنگ ایرانی به آنجا رخنه یافته است، برگزار شده و گرامی داشته می شود.

ادامه مطلب ...

گشتاری در پاسارگاد

بخش سیزدهم: شیفته ای در راه مرغاب

( نگاهی یادداشتهای کلادیوس جیمز ریچ درباره دیدار از دشت مرغاب، پرسپولیس، نقش رستم و نقش رجب)


کلادیوس جیمز ریچ در نخستین روزهای ماه آگوست 1821 و در میانه تابستان در شهر شیراز بود. با این همه آب و هوای این شهر و چشمه سارهایش چنان زیبا و دلپذیر بود که نوشته های او آدمی را به یاد سرودهای زیبای حافظ درباره این شهر می اندازد.

« ستایش های بسیار درباره آب و هوا گفته شده و بسیار در آنها گزافه گویی شده است. گرمای روز تحمل شدنی است. شبها بی آنکه سرد باشند، دلپذیر و خنک هستند. نیازی به هوای خنک نیست و من این آب و هوا را بسیار بیش از آنسوی کردستان می پذیرم. چنانچه روزها نه چندان گرم است و شبها نه چندان سرد و هنگامیکه هوا رو به خنکی می رود، روز و شب با هم خنک شده و با هم برابر می شوند...».....

دوستان گرامی و ارجمند!

برای دریافت متن کامل این جستار می توانید با آدرس s.amiriparian@gmail.com مکاتبه فرمایید. سپاسگذارم

گشتاری در پاسارگاد

بخش دوازدهم: کلادیوس جیمز ریچ و جهان باستان شناسی


سپاس رابرت کرپورتر- یک نابغه- سفر به مصر و آسیای کوچک- هنرهای شرقی- کلادیوس جیمز ریچ در راه هند- یک مملوک در دمشق- سر جیمز مکینتاش- کنسول بریتانیا- به سوی میان رودان- گهواره تمدنهای کهن- حله و کاوش در بابل باستانی- در جستجوی نینوا- یافته های باستان شناسی- تپه های باستانی موصل- کلادیوس و نوشته های میخی- بیماری ناشناخته- سفر به اروپا و بازگشت- سفری دراز بسوی شمال عراق- سفر به ایران- بوشهر و شیراز- بسوی تخت جمشید، نقش رستم و دشت مرغاب- بازگشت به شیراز و مرگ

سر رابرت کرپورتر (Sir Robert Ker Porter) واپسین بخش از یادداشتهایش را به نام «مسافرتها به گرجستان، ایران، ارمنستان، بابل باستانی و... در سالهای 1817، 1818، 1819 و 1820» (Travels in Georgia, Persia, Armenia, Ancient Babylonia. &c, &c, During the years 1917, 1818, 1819, 1820) با سپاس و ستایش از مردی به پایان برد که منش نیک و بزرگواری گسترده و اندیشه هایش درباره یادمانهای باستانی شرق با نگاهی آفرین برانگیز همراه بود.

« مردی که پندار و اندیشه درخشان و نیک منشی او سراسر روشن و آشکار بود و راه همه مسافرانی را که در دایره نفوذ اندیشه هایش آمده بودند هموار ساخت. او هنگامی به نام یک نماینده و دیپلمات کارش را با وفاداری انجام می داد که انسان دوستیش نیز در کنار کارش آشکار بود...»


دوستان گرامی و ارجمند!

متن کامل این جستار در یک فایل 7 برگی پی دی اف شده نگهداری شده است. در صورت تمایل می توانید این فایل را به شیوه زیر باز کرده و مقاله را مطالعه فرمایید:

1- بر روی لینک برای دریافت مقاله کلیک فرمایید.

2- در صفحه ای که باز خواهد شد، Request Download Ticket را برگزینید.

3- در صفحه ای که باز خواهد شد، چنانچه نیاز بود، در جای خالی شماره و نویسه دیده شده در تصویر مربوطه را بنویسید و OK را برگزینید.

4- در گام دیگر Dawnload را برگزینید.

سپاسگذارم!

X
تبلیغات
رایتل
X
تبلیغات
رایتل