X
تبلیغات
رایتل

سنگهای شگفت انگیز: (نگاهی به پرستشگاه آناهیتا در کنگاور)

دیدار من و عکس های گرفته شده 

 

دنباله یادداشت پیشین (عکس های شماره 35 تا 39) 

 

عکس شماره 35: اندازه بزرگ (1500*2000)  

 

ادامه مطلب ...

سنگهای شگفت انگیز: (نگاهی به پرستشگاه آناهیتا در کنگاور)

دیدار من و عکس های گرفته شده


دنباله یادداشت پیشین (عکس های شماره 27 تا 34)


عکس شماره 27: اندازه بزرگ (1500*2000)


ادامه مطلب ...

نگهای شگفت انگیز: (نگاهی به پرستشگاه آناهیتا در کنگاور)

دیدار من و عکس های گرفته شده


دنباله یادداشت پیشین (عکس های شماره 18 تا 26)


عکس شماره 18: اندازه بزرگ (1500*2000)

ادامه مطلب ...

سنگهای شگفت انگیز: (نگاهی به پرستشگاه آناهیتا در کنگاور)

دیدار من و عکس های گرفته شده


دنباله یادداشت پیشین (عکس های شماره 9 تا 17)


عکس شماره 9: اندازه بزرگ (1500*2000)


ادامه مطلب ...

سنگهای شگفت انگیز: (نگاهی به پرستشگاه آناهیتا در کنگاور)

دیدار من و عکس های گرفته شده


نخستین بخش از دیدار ما، بازدید از سنگهای شگفت انگیز و ویرانه هایی بود که در میانه شهر کنگاور دیده می شوند. در گذشته بارها این ویرانه ها را از نزدیک دیده و حتی پانزده سال پیش سراسر آنرا پیمایش کرده بودم. اینبار زمانی دست داد که نگاهی دیگر به این ویرانه باستانی داشته باشم. ستونهای بزرگ سنگی شکسته، پایه های سنگها، تکه های افتاده ایوانها، بخشی از پلکانها، دیوارهای سنگی و تل های خاکی پراکنده در جایگاهی بس پهناور در سر راه همدان به کرمانشاه در شهر کوچک کنگاور هستند.

با نگاهی به این یادمان باشکوه آشکارا می توان دریافت که اینجا در سر همان راه کهنی است که درباره آن بارها و بارها در تاریخ آورده شده و بابل، تیسفون و بیستون را به هگمتانه، ری و خراسان بزرگ می پیوست و ماجراهایی بسیار در گذر روزگار داشت. یادمانی بزرگ که آدمی با دیدن آن به یاد سازه های شکوهمند چون سکوی تخت جمشید در پارس افتاده و از برخی جنبه ها با آن کوس برابری می زند. آنچه که امروز از این سازه باستانی برجای مانده تکه سنگهای بزرگ شکسته و پراکنده از ستونهای استوانه ای، پایه ستونها، سرستونها، بخشی از دیوارهای سنگی و تل های خاک انباشته شده است. با این همه از همین سنگهای بزرگ و پشته های خاک می توان دریافت که زمانی اینجا سازه ای بسیار بزرگ برپا بود و روزگاری مردمانی بسیار در آن به کار و انجام آیین های ویژه می پرداختند. آنجا جایگاهی بود که آمدوشد در آن فراوان ، آوای کوس و شیپور، ندای نیایش ها و سرودها و روشنایی آتش ها بسیار و مردمان گوناگون به آن چشم می اندوختند. جایگاهی که امروزه ندای و آوای پیشینیان خاموش و در دل تاریخ گم شده و ما که زیر روشنایی آفتاب در آن گام برمی داشتیم، هیچ آوایی جز صدای باد، پرستوهای در پرواز و اندک مردمانی که با شگفتی به این سنگها می نگریستند، شنیده نمی شد.

ادامه مطلب ...
X
تبلیغات
رایتل
X
تبلیغات
رایتل